taher
تومی دانی که من مست تو هستم تو را از عمق جانم می پرستم نه امشب کار هرشب بود هرشب که من آوراه ات اینجا نشستم
taher
ای کاش گفته بودی که عاشق دیگری شده ای ... من خودم هم عاشق بودم؛ دردت را درک می کردم
taher
زنگ زدم میگم مامان بیا منو گرفتن ... میگه خاک تو سرم, گشت ارشاد؟ گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ مرکز نخبگان ایران
taher
باد می اید انگار تویی میگذری عطر امدنت را با تمام وجود احساس میکنم مردم دیگر فقط باد را می بینند ومن تورا
taher
گفتي: " دور مرا خط بکش؟" کشيدم...حالا تو در محاصره ي منی
taher
گفتمش دل میخری پرسید چند ؟ گفتمش دل مال تو تنها بخند خنده كردو دل زدستانم ربود تا به خود باز آمدم او رفته بود دل زدستش روی خاك افتاده بود جای پایش روی دل جا مانده بود
taher
بی تو كدوم ستاره طاق شبم بتابه ابر كدوم آسمون رو تشنگیم بباره بی تو چه مونده با من جزء یه صدای خسته جزء یه نگاه خاموش جزء یه دل شكسته جزء یه دل شكسته
taher
شوق سفر نداشتی قصد گذر نداشتی من با تو زنده بودم اما خبر نداشتی اما خبر نداشتی رفتیو توی قلبم یادتو جا گذاشتی روی تموم حرفات یك دفعه پا گذاشتی یك دفعه پا گذاشتی
taher
کاش میشد همه ی فاصله ها کور شوند کاش میشد که به ماندن همه مجبور شوند
taher
کنارم هستی و بازم بهونه هامو میگیرم میگم وای چقد سرده میام دستاتو میگیرم یه وقت تنها نری جایی که از تنهایی میمیرم از اینجا تا دم در هم بری دلشوره میگیرم