دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

ali
ali
haj-ali

با مردم بیگانه...

1390/04/30 - 04:37 در جغدای وفادار
1 ديدگاه
ali

طبعم شده دیوانه... در گفتن افسانه
چون آدم بیگانه... از منزل و کاشانه
باز این دل سودایی‌ام آغاز فسون کرد
مجنون‌صفتم روی به وادی جنون کرد
چون شرح دهم دل به من غم‌زده چون کرد
رازی که نهان داشتم از پرده برون کرد
با مردم بیگانه
عمری‌ست که گمگشته‌ی وادی فراقم
صبر از دل و جان رفته و طاقت شده طاقم
گه سوی حجاز آورد و گاه عراقم
گه جانب مسجد دهد آن شوق، سراغم
گاهی سوی بت‌خانه
چون پیر مغان دید که مستسقی آبم
بنمود پیاپی دو سه پیمانه شرابم
تا حشر خراب از اثر باده‌ی نابم
نبود به کسی حال سؤالات جوابم
جز با می و میخانه
چون از اثر باده شدم بی‌خود ومدهوش
زد مهر سکوتم به لب و گفت که خاموش
گردید سراپای وجودم همه چون گوش
حرف دو جهان از نظرم گشت فراموش
چون بُد همه افسانه
ماییم خراباتی و صوفی و قلندر
کم‌بنده‌ی درگاه شهنشاه فلک‌فر
نی چون دگران یک زن و هفتاد و دو شوهر
سلطان سلوکیم و گدای در حیدر
رندانه و مردانه
طبعم شده دیوانه... در گفتن افسانه
چون آدم بیگانه... از منزل و کاشانه...

15 سال و 2 ماه و 1 روز و 3 ساعت و 29 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)