دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

تو به من خنديدي و نميدانستي من به چه دلهره از باغچه همسايه سيب را دزديدم باغبان از پي من تند دويد سيب را دست تو ديد غضب الوده به من كرد نگاه سيب دندان زده از دست تو افتاد به خاك و تو رفتي و هنوز، سالهاست كه در گوش من ارام ارام خش خش گام تو تكرار كنان مي دهد ازارم، و من انديشه كنان غرق اين پندارم كه چرا، خانه كوچك ما سيب نداشت (حمید مصدق)

1390/05/03 - 19:41 در Im in love
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)