دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

"بچه کجایی" با غلظت خاصی میگه: "مِشَد" تو تا پک محکم از سیگارش گرفت دستشو حلقه کرده بود دوره زانوش ، صورتش آفتاب سوخته بود ! توو اون تاریکی شب فقط میشد آتیش سیگارش رو دید ! ادامه داد: "مو اینجا با همه رفیقم ،4 ماهه که اینجام ، با روزگار با خدا با همه فقط از آدم فروشا بدوم میاد به خونشون تشنه ام " خیره خیره نگا میکرد به زمین .. اون چیزی که می خواست بگه این نبود .. غم توو نگاهش مث آتشفشان بود ، زیر لب یه چیزی زمزمه میکرد ! من فقط نگاش میکردم ..

1390/05/06 - 12:43
1 ديدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)