دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

1390/05/07 - 22:41
1 ديدگاه
✔کتــ☾ــے ...

شروع شد لحظه ي سخت جدايي کشيدم از ته دل آه و فرياد

شدي باد و شدم خاکو يه لحظه تموم لحظه هامو دادي بر باد

چطور وقتي که اشکام مثل بارون باريد اما رعد و برقي نداره

واسه اوني که اشکامو ميريزم از اينکه آب ميشم فرقي نداره

نتونست که بگيره راه اشکامو همون آدم که حالمو ميگيره

نتونست چون که اين اشکايه سيله همون سيلي که عالمو ميگيره

حتي خورشيد وآتيش باد وسرما نتونست حريف گريه هام شن

خدا رحمي نکردش تا من ِ کم جلودار بزرگ عقده هام شم

تو گفتي با نمک بودم عزيزم آخه وقتي که بوسيدي گريستم

بوسيدي رو اشکام جا که خوردي تازه فهميدي که اون با نمک نيستم

اگه اشکام شور نبود منو ببخش تقصيرت نيست تلخي از من همين

من شدم باني اين همه عذاب بيا دلگير نشو از اون و از اين

15 سال و 1 ماه و 25 روز و 20 ساعت و 36 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)