دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

به خانه می رفت با کیف و کلاهی که بر هوا رفته بود... چیزی دزدیدی؟؟؟ مادرش پرسید: دعوا کردی باز؟؟؟ پدرش گفت: و برادرش کیفش را زیر و رو می کرد... به دنبال آن چیزی که در دل پنهان کرده بود... تنها!!! مادر بزرگش دید... گل سرخی را در دست فشرده کتاب هندسه اش... و خندید

1390/05/09 - 10:51 در Im in love

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)