دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

بازبان شعر هم متوجه نشد . . تو گوش كن شايد . . . . (ديدگاه)

1390/05/17 - 12:21 در هذيان با آيينه
1 ديدگاه
*فرياد*

درميان باغ خاطره ها
،من همسفر باد و بارانها
بعدعبوراز سالهاي هيچ ،
بعد خشگيدن اميد و يادها
دلم را به دست باران ميدهم
تا باز شويداش بار هاو بارها
آن كلبه مهرالكي
آن باغچه گل هاي كاغذي
اين سرپناه كه روزي
سر دلم را پنهان بود
وان تكيه گاه
كه براي امروز اتكا بود
آن شعله هاي پرفروغ عشق و دلدادگي
وان پچ پچ هاي نرم عاشقي
ديگر هيچ نمانده جز سايه اي
هيچ نيست جزردكهنه اي از ياد ها
من ياد هاي دلم را
به دست باران ميدهم
تا بازشويد زخم كهنه ايام ها

15 سال و 1 ماه و 16 روز و 9 ساعت و 15 دقيقه قبل

بازنشر

(1 کاربر)

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)