دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

در وطنم روزی می رسد که تو با خیال راحت در کنار دریا بدوی ... موهایت را بعد از سال ها اسارت به دست باد بسپاری ... احساس کنی باد و آفتاب را ، وقتی به تنت می خورند ... نگاه ناپاک به تو نباشد ... کلماتی زمخت در کنار گوشت زمزمه نشود ... ...تو را هرزه نخوانند به خاطر لباست ... ، اگر آن روز دیـــــر بود ... اگر پوستت چروک شد ... اگر موهایت سفید شد ... اگر دیگر پاهایت توان گذشته را نداشتند ... اگر الان مو به تنت سیخ شد ... ناراحت نباش ... می توانی بر نیمکتی بنشینی با عصایی در دست ... دخترت را نگاه کنی ... که... در کنار ساحل می دود ، باد را لمس می کند ، آفتاب را حس ، امنیت را تجربه ...! شاید آن روز این صحنه برایت آشنا باشد ... لطفا فراموش نکن مرا که برایت با قلمم در اوج زیبایی جوانیت ، این صحنه را بازسازی کرده بودم ... آن روز برای شادی روحم بگو : روحش در آرامش باشد ...

1390/05/22 - 01:49

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)