دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

دست باران

1390/05/22 - 16:38 در بروبکس توییت
1 ديدگاه
./ DoostDar ./

در دست های زرد پاییز
انگار باران بود و جالیز
...
...
وقتی که چشمم گریه می خواست
اما نگاهم بر نمی خاست ...
...
...
من بی محابا می دویدم
از سایه ی شب می پریدم
...
...
خط می کشیدم روی دیوار
تاریخ و ساعت، روز دیدار
...
...

یکشنبه ی پاییزی و زرد
یاد آور تنهایی و درد
...
...
ساعت که می چرخید و می گفت:
او هم به یاد عشق تو خفت
...
...
گفتم که حیرانم از این راز!
خوابی که دیشب دیده ام باز!
...
...
رحمی ندارد باد پاییز
من ، تو ،نگاهی سوی جالیز
...
...
باران که شست از روی دیوار
تاریخ و ساعت، روز دیدار!
...

15 سال و 1 ماه و 17 روز و 18 ساعت و 46 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)