دنبالر یک میکروبلاگ چند رسانهای است که کاربران آن میتوانند یک ارسال با طول 1000 کاراکتر بهمراه تصویر، ویدئو، لینک و فایل داشته و با دنبال کردن کاربرانِ شبکه، افکار و نظرات خود را با سایرین به اشتراک بگذارند. گروهها، کارمندان، همکاران و انجمنها با ایجاد یک گروه عمومی یا خصوصی قادر به ارتباط با یکدیگر و اطلاع رسانی بوده و به کمک تکنولوژی RSS میتوانند تازه ترینهای شبکه را پیگیری نمایند. دنبالر توسط هر وسیلهی متصل به اینترنت از جمله تلفن همراه دنبالپذیر بوده و امکان ارسال پست توسط پیامک (SMS) را دارا میباشد!
لایک(6 کاربر) |
پیگیریکنندگان دیدگاه(مشاهده) |
رُمان چهار قسمت دارد و باز هم در مورد یک خانواده روستایی است ، و شاید بهتر است بگویم در مورد فروپاشی یک خانواده روستایی (خانواده کامپسن ) است . سه قسمت اول از دید سه پسر خانواده و قسمت چهارم از دید دانای کل تصویر می شوند .
15 سال و 1 ماه و 7 روز و 1 ساعت و 16 دقيقه قبلآنقدر این کتاب حرف برای گفتن دارد که اگر بخواهم این آن را به طور کامل بررسی کنم شاید به ساعتها وقت نیاز باشد اما با توجه به مقاله هایی که در مورد رُمان خوانده ام تا آنجا که بتوانم سعی خود را می کنم و در هر یک از این چهار قسمت به دو مقوله ی زمان و عشق می پردازم .
پسر بزرگ ، قسمت اول . موری یا بنجامین یا بنجی کامپسن یک معلول ذهنی است که خاطراتش را برای خواننده تعریف می کند . بنجی تمام کتاب را در قمست خود تعریف می کند اما برای فهمیدنش شاید بهتر است یک معلول ذهنی باشیم . او ناتوان از تفکیک خاطرات خود از نظر زمانی است . گویی اصلن مقوله یی به نام زمان (شامل گذشته ، حال ، آینده ) برای تو او تعریف نشده است . و این سخت ترین قسمت ماجراست . کلمات در هم و برهم ، پاراگراف های نصفه و نیمه و اتفاقات تو در تو ... جملاتی گنگ و عباراتی با حداقل درک پذیری را به وجود می آورند . کمی صبر کنید و این سخت ترین مسیر را تا رسیدن به قله پشت سر بگذارید . و اما عشق در نظر او ساده تر از هر تعریف دیگری است،او از بین تمام اعضای خانواده عاشق تک دختر خانواده (کدی) است و او را از هرگونه عملی که به پاک بودنش آسیب برساند بر حذر می دارد . البته به شیوه ی خودش . او کدی را تا آنجا دوست دارد که بعد از گذشت سالها وقتی نام او را می شنود به گریه می افتد .
پسر دوم ، قسمت دوم . کوئنتین کامپسن دچار نوعی وسواس ذهنی است که در نهایت منجر به خودکشی او می شود . یأس و احساس گناه را همیشه به همراه خود دارد . او حتی خود را در ازاله ی بکارت خواهرش (کدی) ، بدبختی های مادرش (کارولین) و حتی برادرهایش مقصر می داند . زمان برای کوئنتین دست و پا گیرترین مقوله است و او را همیشه در گذشته نگه داشته است . زمان همان چیزی است که از آن فرار می کند و بیشتر وسواس ذهنی اش هم در همین مورد است . ساعت دیواری اتاقش و ساعت یادگاری پدرش را از کار می اندازد . او حتی با سایه خود که شاید به نوعی زمان را به او یادآور می شود بگو مگو پیدا می کند . در تمام طول روزی که تصمیم دارد در شبش خود را در رودخانه بیندازد با نمادهای مختلفی
mamnun az moarefi ketaab.. Mosalaman ketaab zibaee hast..
15 سال و 1 ماه و 7 روز و 58 دقيقه قبل توسط موبایلخواهش میکنم دوست من
15 سال و 1 ماه و 7 روز و 56 دقيقه قبلممنون دوست من
15 سال و 1 ماه و 1 روز و 12 ساعت و 58 دقيقه قبل