دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

گمشده

1390/05/26 - 07:42 در بروبکس توییت
1 ديدگاه
حمیده

بعد از آن دیوانگی ها ای دریغ

باورم ناید که عاقل گشته ام

گوئیا او مرده در من کاینچنین

خسته و خاموش و باطل گشته ام

هر دم از آئینه می پرسم ملول

چیستم دیگر. به چشمت چیستم ؟

لیک در آئینه می بینم که. وای

سایه ای هم زانچه بودم نیستم

همچو آن رقاصه ی هندو بناز

پای می کوبم ولی بر گور خویش

وه که با صد حسرت این ویرانه را

روشنی بخشیده ام از نور خویش

ره نمی جویم به سوی شهر روز

بی گمان در قعر گوری خفته ام

گوهری دارم ولی آن را زبیم

در دل مردابها بنهفته ام

می روم اما نمی پرسم زخویش

ره کجا...؟منزل کجا...؟مقصود چیست ؟

بوسه می بخشم ولی خود غافلم

کاین دل دیوانه را معبود کیست

او چو در من مرد. ناگه هر چه بود

در نگاهم حالتی دیگر گرفت

گوئیا شب با دو دست سرد خویش

روح بی تاب مرا در بر گرفت

آه...آری...این منم...اما چه سود

او که در من بود دیگر نیست. نیست

می خروشم زیر لب دیوانه وار

او که در من بود. آخر کیست. کیست

15 سال و 1 ماه و 14 روز و 15 ساعت و 18 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)