دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

گویند: صاحب دلى،براى اقامه نماز به مسجدى رفت.نمازگزاران،همه او را شناختند؛پس،ازاو خواستند كه پس از نماز،بر منبر رود و پند گوید. نماز جماعت تمام شد.چشم ها همه به سوى او بود.مرد برخاست و بر پله نخست منبر نشست. بسم الله گفت و خدا را ستود. آنگاه خطاب به جماعت گفت:مردم!هر كس از شما كه مى داند امروز تا شب خواهد زیست و نخواهد مرد، برخیزد! كسى برنخاست. گفت : حالا هر كس از شما كه خود را آماده مرگ كرده است،برخیزد! باز كسى برنخاست.گفت:شگفتا از شما كه به ماندن اطمینان ندارید؛اما براى رفتن نیز آماده نیستید

1390/06/01 - 17:54
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)