دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

ناگفته ئی شنیده پنداشته... !

1390/06/12 - 23:49 در بروبکس توییت
1 ديدگاه
✔ عـلـ[بابا]ــی

دل ام کپک زده آه

که سطری بنویسم از تنگی دل

هم چون مهتاب زده ئی از قبیله آرش بر چکاد صخره ئی

زه جان کشیده تا بن گوش به رها کردن فریاد آخرین

کاش دلتنگی نیز نام کوچکی می داشت تا به جان اش می خواندی

نام کوچکی

تا به مهر آورازش می دادی

همچون مرگ که نام کوچک زنده گی ست

وبر سکوب وداع اش به زبان می آوردی

هنگامی که قطاربان آخرین سوت اش را بدمد

و فانوس سبز

به تکان در آید

نامی به کوتاهی ی اهی

که در غوغای آهنگین غلتیدن سنگین پولاد بر پولاد

به لب جنبه ئی بدل می شود

به کلامی گفته و نا شنیده انگاشته

یا ناگفته ئی شنیده پنداشته

به یاد شاملو شاعر آزادی

15 سال و 16 روز و 12 ساعت و 38 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)