جهت عضويت در Donbaler و دنبال کردنِ PARVIN تمايل داريد ؟!

دنبالر یک میکروبلاگ چند رسانهای است که کاربران آن میتوانند یک ارسال با طول 1000 کاراکتر بهمراه تصویر، ویدئو، لینک و فایل داشته و با دنبال کردن کاربرانِ شبکه، افکار و نظرات خود را با سایرین به اشتراک بگذارند. گروهها، کارمندان، همکاران و انجمنها با ایجاد یک گروه عمومی یا خصوصی قادر به ارتباط با یکدیگر و اطلاع رسانی بوده و به کمک تکنولوژی RSS میتوانند تازه ترینهای شبکه را پیگیری نمایند. دنبالر توسط هر وسیلهی متصل به اینترنت از جمله تلفن همراه دنبالپذیر بوده و امکان ارسال پست توسط پیامک (SMS) را دارا میباشد!
روزی ، یک پدر روستایی با پسر پانزده اش وارد یک مرکز تجاری میشوند.
15 سال و 5 روز و 16 ساعت و 17 دقيقه قبلپسر متوّجه دو دیوار براق نقرهای رنگ میشود که بشکل کشویی از هم جدا شدند و دو باره بهم چسبیدند، از پدر میپرسد، این چیست ؟
پدر که تا بحال در عمرش آسانسور ندیده است، میگوید: پسرم، من تا کنون چنین چیزی ندیده ام .
در همین موقع آنها زنی بسیار چاق را میبینند که با صندل چرخدارش به آن دیوار نقرهای نزدیک شد و با انگشتش چیزی را روی دیوار فشار دادو دیوار براق از میان جدا شد و آن زن خود را بزحمت وارد اتاقکی کرد.
دیوار بسته شدو پدر و پسرهر دو چشمشان بشماره هائی بر بالای آسانسور افتاد که از یک شروع و بتدریج تا سی رفت، هر دو خیلی متعجب تماشا میکردند که ناگهان دیدند شمارهها بطور معکوس و بسرعت
کم شدند تا رسیدبه یک، در این وقت دیوار نقرهای باز شدو آنها حیرت زده دیدند دختر خانمی مو طلایی وبسیار زیبا و ظریف ، با طنازی از آن اتاقک خارج شد
پدر در حالی که نمیتوانست چشم از آن دختر بردارد، رو به پسرش کرد و گفت : پسرم ، زود برو مادرت را بیاور اینجا
خب بعدش؟ پسره رفت مامانشو آورد ؟؟
15 سال و 5 روز و 16 ساعت و 14 دقيقه قبل توسط موبایلنه بابا هردو رفتن دنبال مامانه و از دختره غافل شدن....دیگه نه مامانه پیدا شد نه دختره
15 سال و 5 روز و 16 ساعت و 5 دقيقه قبل