دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

بهـار دلـکـش رسيـد و دل به‌جا نباشد از آن که دلـبـر دمـی به فکـر ما نباشد در ايـن بهـار ای صنـم بيـا و آشتی کن که جنگ و کين با من حزين روا نباشد صبحدم بلبل بر درخت گل - خدا - به خنده می‌گفت نازنينان را، مه‌جبينان را، - خدا - وفا نباشد اگر که با اين دل حزين تو عهد بستی حبيب من، با رقيـب من چرا نشستی چرا دلـم را، عزيز من، از کينه خستی [بيا در برم از وفا يک شب، ای مه نخ‌شب تـازه کن عـهـدی، جانم، که بر شکستـی]

1390/07/01 - 22:33
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)