دلم پره!من خیلی خیلی کوچیکتر از اونی هستم که به خدا بگم چیکار کنه ولی خدا جونم الهی من فدات شم خیلی از ارزوها هستن که محقق نمیشن خیلی امیدهایی هس که ناامید میشن ولی خدا جونم نذار همه ی امیدا و آرزوهای یه نفر بره بخدا دیگه نمیتونم بخدا سخته بدون امیدو ارزو..................خدا همشو از دس دادم با هم یه جا!!!!!!!!!!!!حقم نبود!حالا به هونایی که خودکشی میکنن حق میدم!!!خدا یه کوچولو امید یه کوچولو
سلام بچه ها خیلی وقته نبودم دلم واستون یه ذره شده هر چند خیلی از اونا که میشناختیمو خوش بودیم رفتن........فردا کنکور دارم خواستم بگو شاید سر نمازتون واسم دعا کردین ممنون میشم
من موندم این مولوی سعدی حافظ واقعا بیکار بودن؟؟؟؟!!!!!مگه کارو زندگی نداشتن؟؟از کجا پول در میاوردن؟؟؟؟؟!!!!!!!!حالا اینا بیخی.....این فردوسی چی میگه آخه؟مگه زن و بچه کارو قرض و قوله نداش؟؟؟؟پس چرا 30 سال ...فک کن 30 سال عمرشو گذاشته پای افسانه های خیالی!!!!!!!!!!......اگه به 6 قرن بعد خودشون فکر میکردن از این کارا نمیکردن! تازه ازشونم به خوبی یاد میشه اااهههههههه! حالا من فردا این امتحانو چیکا کنم!!!حلالتووووووووووووووون نمیکنننننننننننننننننم
خداییش صبح های زود که میرسم ترمینال تا بیام دانشگاه وقتی توی راه میبینَم توی این سرما که ما توی آزانسی که بخاریش روشن ِ هنوز پتو گرفتیم دورمون ولی اینا دارن کنار خیابون جارو میرنن ... ی حالی میشَم ...
: آیا مرا فراموش می کنی ؟؟؟ دخترک با بغض پاسخ داد : . . . . . چگونه فراموشت کنم در حالی که اسم تو پسورد ایمیل من است ؟؟؟!!! چشمان پسر پر از اشک شد ... پسرک سریع به خانه برگشت ، ایمیل دختر را دزدید و با دوست های او دوست شد