faafaa
آن خدا، خدایی است که مردم را "عیال خودش" می خواند و خانواده اش (اناس عیال الله)، خدایی است که خانهء خودش را خانهء مردم می خواند (ان اول بیت وضع للناس)، خدایی است که جامعه بشری، در کنار انسان و همدست و همداستان انسان، با ظلم و با جور و فساد مخالفت می کند، خدایی است که پیامبر بزرگش، پیامبر شمشیر است و بقول رودنسون "پیامبر مسلح" است (او به عنوان حمله این وصف را می آورد و من به عنوان افتخار!) البته پیامبر من مثل پیامبر مسیحیت کاتولیک رومی نیست که میان ظالم و مظلوم، آقا و برده، استعمار روم و استعمارزده فلسطین، عشق و محبت تبلیغ کند و با چند تا نصیحت (که به درد موضوع انشاء می خورد) در برابر امپراتوری وحشی و نظامی جهان، بخواهد تودهء ذلیل را نجات دهد و بعد هم دو تا آجان بیایند و منجی قوم اسیر را مثل یک اسیر بگیرند و ببرندش بالای دار و پیامش هم این باشد که "ای ملت اسیر استعمار رومی! کار قیصر را به قیصر واگذار کنید و کار خدا را به خدا! اگر آنها به یک طرف صورتتان کشیده زدند رسالت شما این است که طرف دیگر صورتتان را تقدیم ظالم کنید"! ............شریعتی
faafaa
علی در برابرمان ايستاده،.... شناختش از "مسئوليت" سرشارمان می کند .....پس به جای شناخت علی و قبول "مسئوليت"،...... راه حلی می جوييم و می يابيم! ......به جای "شناخت" علی و زندگيش و خواندن و فهم نهج البلاغه اش،..... حبش را بگير .....و شناختش را رها کن!!........ چرا که حب علی بدون شناخت ايجاد "مسئوليت" نمی کند...... علی مجهول و ناشناس مانند بتی هست که می پرستيمش،.... بی آنکه ميان ما و او هيچ ارتباطی وجود داشته باشد....... بی شناختن ....، علی چون "ديگران" است!..... هرچه می خواهی گريه کن،.... هو بکش ،...... عشق و محبت بورز....... بی اندکی شناخت.......، علی را فرشته کن،......... خدايش کن،....... نمیتواند ذره ای در زندگيت تاثير داشته باشد.... و بايستنی بر دوشت بگذارد!. .فقط نشناسش! ...چرا که شناختش مسئوليت آور است! ..."شیعه علی بودن" مسولیتهای سنگینی را بر دوش انسان بار می کند.... –مسولیتی که از همه مسولیتهایی که مکتبهای آزادیخواهی... عدالتخواهی و آزادیبخش.. بر دوش معتقدان و پیروان خود می نهد –.... سنگینتر است.... شناخت علی "ذهنیت" است... .. حب علی "احساس" است. .... اما تشیع عل
faafaa
آنها فقط از فهمیدن میترسند.............از تن تو (هرچی قوی هم بشه)ترسی ندارند..............از گاو که گنده تر نمیشی....میدوشنت........................از خر که قوی تر نمیشی.....بارت میکنند..........................از اسب که دونده تر نمیشی.....سوارت میشند......................آنها از فکر تو میترسند.............../..
faafaa
انسان نقطه ای است میان 2 بی نهایت.............بی نهایت لجن....بی نهایت فرشته.....
faafaa
وقتی که بود نمیدیدم....وقتی که میخواند نمیشنیدم.....وقتی دیدم که نبود....وقتی شنیدم که نخواند......چه غم انگیز است وقتی چشمه ای سرد و زلال...در برابرت میجوشد و میخواند و مینالد....تو تشنه ی آتش باشی و نه تشنه ی آب.....و چشمه که خوشکید از آن آتش که تو تشنه آن بودی.....بخار شد و به هوا رفت....و آتش زمین را تاخت و در خود گداخت....و از زمین آتش رویید و ار آسمان آتش بارید...تو تشنه ی آب گردی و نه تشنه ی آتش.....و عمری گداختن از غم نبودن کسی است که تا ابد از غم نبودن تو گداخت..../.
الـ ـ ـ هـه
خدایا! به هر که دوست میداری بیاموز که:عشق از زندگی کردن بهتر است. و به هر که دوست تر میداری بچشان که:دوست داشتن از عشق برتر
الـ ـ ـ هـه
عشق جنون است و جنون چیزی جز خرابی و پریشانی "فهمیدن و اندیشیدن "نیست دوست داشتن، دراوج، از سر حد عقل فراتر میرود و فهمیدن و اندیشیدن را از زمین می کند و باخود به قله ی بلند اشراق می برد
غَـزل عَکّـاسِِ دنبالـر....
خداوندا مرا از کسانی قرار دِه که دنیاشان را برای دینشان میفروشند نه دینشان را برای دنیاشان. (دکتر علی شریعتی)