meysam
سخت است حرفت را نمی فهمند سخت تر این است که حرفت را اشتباهی می فهمند حالا می فهمم که خدا چه زجری می کشد وقتی این همه ادم حرفش را نفهمیده اند,هیچ اشتباهی هم فهمیده اند دکتر شریعتی
دینا
من از دو کار نفرت دارم: یکی درد دل کردن، که کار شبه مرد ها است، و یکی هم از خود دفاع کردن، برای تبرئه ی خود جوش زدن، که کار مستضعفین است، آدم های سست. ..
meysam
اگر تنهاترين تنها شوم باز خدا هست او جانشين همه نداشتنهاست
meysam
به سه چيز تکيه نکن، غرور، دروغ و عشق. آدم با غرور مي تازد، با دروغ مي بازد و با عشق مي ميرد. «دکتر علي شريعتي»
دینا
فاطمه شدن آسان نیست این ودیعه ای است که باید معراج های بزرگ را و پروازهای ماورایی را گام به گام و بال در بال علی باشد عظمت ها و رنج های علی را باید با او قسمت کند و او مسئولیت خطیری در تاریخ آزادی و جهاد و انسانیت دارد او حلقه واسطه ای است که تسلسل ابراهیم تا محمد را به حسین تا منجی انتقام جوی نجات بخش انتهای تاریخ می پیوندد. واسطه العقد نبوت و امامت!
(..')♥ مهـدے خدآے احساس♥...
دلمان كه ميگيرد،تاوان لحظه هاييست كه دل مي بنديم.
خداوندا..."هرگز كسي رابه آنچه قسمتش نيست عادت نده" *دكترشريعتي*
دینا
آن جا که آزادی افکار نیست و اندیشه ها با هم تصادم ندارند ، فکر می میرد.
بلوط
توسط موبایل در
دکتر علی شریعتی
سخت است حرفت را نفهمند، سخت تر این است که حرفت را اشتباهی بفهمند، حالا میفهمم، که خدا چه زجری می کشد وقتی این همه آدم حرفش را که نفهمیده اند هیچ،اشتباهی هم فهمیده اند. . “دکتر علی شریعتی”
جوجـ ه فِنچِ متفکر✿◕ ‿◕✿
حتی خدا نیز دوست دارد که بشناسندش. نمی خواهد مجهول بماند. مجهول ماندن است که احساس تنهائی را پدید می آورد و درد بیگانگی و غربت را. هر انسانی کتابی است در انتظار خواننده اش. دکتر شریعتی
جوجـ ه فِنچِ متفکر✿◕ ‿◕✿
اولین روز بارانی را به خاطر داری؟ غافلگیر شدیم چتر نداشتیم خندیدیم دویدیم وبه شالاپ شلوپ های گل آلود عشق ورزیدیم... دومین روز بارانی چطور؟ پیش بینی اش را کرده بودی چتر آورده بودی و من غافلگیر شدم سعی می کردی من خیس نشوم و شانه سمت چپ تو کاملا خیس بود.... و سومین روز چطور؟ گفتی سرت درد می کندو حوصله نداری سرما بخوری چتر را کامل بالای سر خودت گرفتی و شانه راست من کاملا خیس شد..... و چند روز پیش را چطور؟ به خاطر داری؟که با یک چتر اضافه آمدی و مجبور بودیم برای اینکه پین های چتر توی چش و چالمان نرود دو قدم از هم دورتر راه برویم... فردا دیگر برای قدم زدن نمی آیم تنها برو . . ! "دکتر علی شریعتی مزینانی"