دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

پاییز آمد، لابه لاي درختان، لانه کرده کبوتر، از تراوش باران، مـــي گریزد.

http://www.4shared.com/audio/gHq_ft1Q/Payiz_Amad_-___.html
1390/07/04 - 15:46 در موسیقی
1 ديدگاه
هسツی

پاییز آمد، لابه لاي درختان، لانه کرده کبوتر، از تراوش باران، مـــي گریزد.
خورشید از غم، با تمام غرورش، پشتِ ابر سیاهی، عــاشقانه به گريه، مـــي نشیند.
من با قلبی، به سپیـدی روز، می روم به گلستان، همچو عطرِ اقاقی، لا به لای درختان، مـــي نشینم.
.
شعر هستی، بر لبــانم جاری، پر توانم؛ آری! میــروم در کــوه و دشــت و صحرا!
ره پیمای قلّه ها هستم من، در کنار یاران، راه خود در طوفان، مـــي نَوردم!
در کوهستان، یا کويـر تشنه، یا که در جنگل‏ ها، رهنـوردی شاد و پر امیدم!
.
باشد روزی برسد، شعر هستی بر لب، جان نهاده بر کف، راه انسانها را، در نَوَردم...
شعر هستی؛ بودن و کوشیدن، رفتن و پیوستن، از کژی بگسستن، جان فدا کردن در راه خلق ست...

14 سال و 11 ماه و 28 روز و 6 ساعت و 9 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)