دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

Ehsan
Ehsan
ehsanshiraz

شيشه اي مي شكند... يكنفر مي پرسد، چرا شيشه شكست؟ مادري مي گويد، شايد اين رفع بلاست... يكنفر زمزمه كرد: باد سرد وحشي، مثل يك كودك شيطان آمد، شيشه ي پنجره را زود شكست كاش امشب كه دلم، مثل آن شيشه ي مغرور شكست... عابري خنده كنان مي آمد، تكه اي از آن را بر مي داشت، مرحمي بر دل تنگم مي شد... امشب اما ديدم... هيچ كس هيچ نگفت، قصه ام را نشنيد... از خودم مي پرسم: آيا ارزش قلب من از شيشه ي پنجره هم كمتر است

1390/07/07 - 10:20
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)