اگر به خانهي من آمدي ...برايم مداد بياور... مداد سياه ... ميخواهم روي چهرهام خط بكشم تا به جرم زيبايي در قفس نيفتم، يك ضربدر هم روي قلبم تا به هوس هم نيفتم! يك مداد پاك كن بده براي محو لبها..... نميخواهم كسي به هواي سرخيشان، سياهم كند! يك بيلچه، تا تمام غرايز زنانه را از ريشه در آورم... شخم بزنم وجودم را ... بدون اينها راحتتر به بهشت ميروم گويا! يك تيغ بده؛ موهايم را از ته بتراشم.... سرم هوايي بخورد... و بي واسطه روسري كمي بيانديشم! نخ و سوزن هم بده، براي زبانم، مي خواهم بدوزمش به سق، اينگونه فريادم بي صداتر است! قيچي يادت نرود. مي خواهم هر روز انديشه هايم را سانسور كنم! پودر رختشويي هم لازم دارم براي شستشوي مغزي... مغزم را كه شستم، پهن كنم روي بند... تا آرمانهايم را باد با خود ببرد به آنجايي كه عرب ني انداخت، مي داني كه؟ بايد واقع بين بود! صدا خفه كن هم اگر گير آوردي بگير، مي خواهم وقتي به جرم عشق و انتخاب، برچسب فــ/ ا/ حــ/ شـــ/ ـــه ميزنندم، بغضم را در گلو خفه كنم!
1390/07/07 - 11:57 در
قاصدک و شقایق
عکس کی رو اواتارته؟؟؟؟
14 سال و 11 ماه و 24 روز و 12 ساعت و 37 دقيقه قبلنمی دونم واسه چی مگه
14 سال و 11 ماه و 24 روز و 12 ساعت و 23 دقيقه قبل