دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

hami
hami
zolfaghar

جلسه که تمام شد زنی با لبخند سمت شوهر ویلچری‌اش رفت و با دستمال عرقش را پاک کرد. آن طرف‌تر بچه‌های دور و بر ویلچیر پدرشان فیگور می‌گرفتند تا عکاس عکس بیندازد. کم‌کم ویلچیرها راه افتادند و هرکدام به همتِ زنی و البته بعضی به کمک فرزند یا والدین یا برادری. روحیه‌ی همه عالی بود. دیدن رهبر و حرف‌های او شارژشان کرده بود و آنها می‌رفتند به سمت زندگی‌ای که من وتو چیزی از مشکلاتش نمی‌فهمیم.

1390/07/08 - 20:52
1 ديدگاه
aynor

بسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسس کن

14 سال و 11 ماه و 20 روز و 8 ساعت و 40 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)