دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

@amir7015 مامانم برای خودش چایی ریخته بود داشت میومد بشینه ... گفتم برای منم میریزی؟ گفت چایی؟ پَ نه پَ دیدم قر تو کمرت فراوونه نمیدونی کجا بریزی گفتم همینجا پـَـــ نــه پـَـــ

1390/07/11 - 20:42
5 ديدگاه
amir7015

بعد مامانت همون چاییو نریخت رو سرت بعد با لنگه کفش بزنه تو سرت بعدش با کفگیر بیفته دنبالت......اووخ میگم چرا دستت کبوده هاااا

14 سال و 11 ماه و 18 روز و 8 ساعت و 21 دقيقه قبل
✔کتــ☾ــے ...

نههههههههههههههههههههههههههه مامانم نفس

14 سال و 11 ماه و 18 روز و 8 ساعت و 14 دقيقه قبل
amir7015

آالن فهمیدم خدا به مامانت صبر داده...اوکی

14 سال و 11 ماه و 18 روز و 8 ساعت و 8 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)