دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

Ehsan
Ehsan
ehsanshiraz

یادته همین روزا بود توی روزای مهر که یه شب باهم نشستیم تا صبح اولش قرار گذاشتیم رک و رو راست حرف دلمونو بزنیم یادته پشت همون پنجره که مدتهاست پردش واسه من کنار نرفته نشستیم تو گفتی از مادری که فوت کرده از بابایی که بی تفاوت از خواهری که از وقتی ازدواج کرده دور شده گفتی و گفتی تا خود صبح از نامردی که دیدی یادته خاک همون مادرو به دروغ قسم خوردی همون بابا رو سپر خیانتت کردی همون خواهر رو شاهد کردی که تو بغل یکی دیگه نبودی مرسی که اونشب نذاشتی من حرف بزنم خوشحالم که حرف دلم گولت نز

1390/07/14 - 10:55
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)