دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

تلفن همراه پيرمردى كه توى اتوبوس كنارم نشسته بود زنگ خورد. پيرمردبه زحمت تلفن ... ... رابادستهاى لرزان از جيبش درآورد،هرچه تلفن رادرمقابل صورتش عقب وجلو زدنتوانست اسم تماس گيرنده را بخواند... روبه من كردوگفت، ببخشيدآقا،چه نوشته؟ گفتم نوشته، "همه چيزم" پيرمرد:الو،سلام عزيزم...يهودستش را جلوى تلفن گرفت و باصداى آرام و لبخندى زيباوقديمى به من گفت، همسرم است

1390/07/18 - 11:34 در دوره
10 ديدگاه
گـلـپــری

خب آخه من مردیم برای خودم

اصلا هم ویرایشش نمیکنم

14 سال و 11 ماه و 17 روز و 14 ساعت و 20 دقيقه قبل
مـــشــتــیـــ

آقا گلپری
برادر گلپری
گلپری آقا
داداش گلپری

14 سال و 11 ماه و 17 روز و 14 ساعت و 17 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)