دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

داستان عاشقانه (دیدگاه)

1390/07/22 - 01:47
8 ديدگاه
تــــرانه

پسری یه دختری رو خیلی دوست داشت که توی یه سی دی فروشی کار میکرد.
اما به دخترک در مورد عشقش هیچی نگفت.
هر روز به اون فروشگاه میرفت و یک سی دی می خرید فقط بخاطر صحبت کردن با اون...
بعد از یک ماه پسرک مرد...
وقتی دخترک به خونه اون رفت و ازش خبر گرفت مادر پسرک گفت که او مرده و اون رو به اتاق پسر برد...
دخترک دید که تمامی سی دی ها باز نشده... دخترک گریه کرد و گریه کرد تا مرد...
میدونی چرا گریه میکرد؟
چون تمام نامه های عاشقانه اش رو توی جعبه سی دی میگذاشت و به پسرک میداد

14 سال و 11 ماه و 8 روز و 15 ساعت و 4 دقيقه قبل
بهامین

ووووي ووووه الان دهمين باره كه اين پست رو ميبينم, ووووواه ديگه گريه ام نميادش

14 سال و 11 ماه و 8 روز و 15 ساعت و 1 دقيقه قبل توسط موبایل
تــــرانه

بهامین من ندیده بودم.... حالا به خاطر من یه قطره

14 سال و 11 ماه و 8 روز و 14 ساعت و 56 دقيقه قبل
بهامین

ترانه باشه , زورمو ميزنم ولي قول نميدم اشكم بيادا

14 سال و 11 ماه و 8 روز و 14 ساعت و 53 دقيقه قبل توسط موبایل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)