دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

نمیخوام که یاد ِ تو یادم بـِـره

1390/07/22 - 15:15 در برای مخاطب
4 ديدگاه
pakota

کاش با من سخن می گفتی تا دیگر با خود سخن نگویم

کاش دوستم داشتی تا با بودنت تنهایی را احساس نمی کردم

کاش مرا می فهمیدی تا مجبور نباشم

تمام غصه ها و دردهایم را به تنهایی بر دوش خسته ام بنویسم

کاش فرداهای دیگر خبر آمدنت را بر تمامی وجودم بشویند

کاش می شد که تمام رازهای نهفته دردلم را بازگویم

افسوس که زبانم ازگفتن آن روی بر میگرداند

کاش می شد که همه سکوتها در هم می شکست

و هیچ کس در هیچ کجا تنها نمی ماند

کاش همه قرارها بسته می شد و تمام بی قراریها از بین می رفت

وهیچ حسی برای تنها ماندن نبود

کاش همه عشقها ودوستی ها و محبتها بر عرصه دلها می نشست

کاش در این زمانه غم انسان بازیچه دست دیگران نمی شد

و در هم نمی شکست

کاش تمام آدمهای دنیا و عشقها ی لبریز از آنها

جز واقعیت چیزه دیگری نبود

کاش اگر به کسی محبتی نثار می کردم آن را درست پاسخ می داد

کاش تمام دروغها از جام پاک عشق دور می گشت

کاش عشق در نقطه ای از دل باقی می ماند

که صداقت در آن ریشه کرده است

کاش لحظه ها برای ما بود

و ما برای لحظه ها آهنگ عشق می ساختیم

کاش تمام دوست داشتنها از عشق بود

و تمام کتابهای دنیا از دوستی ها می نوشتند

کاش تمام قلمها وقتی به دست گرفته می شدند

نام تو را می نوشتند

کاش تو برای من بودی افسوس که .......

کاش همیشه پاییز بود

ومن از صدای خش خش برگها متوجه آمدنت می شدم

کاش همیشه غروب تو را برای من می آورد

و با بودن تو به پایان می رسید

کاش رفتن نبود وهمیشه تو می آمدی

کاش می توانستم سر بر شانه های خسته ات بنهم

و آنقدر گریه کنم که در آغوشت بمیرم

کاش سرنوشتمان طوری بود که ما همیشه کنار یکدیگر باشیم

کاش همیشه به یادم بودی و می ماندی

کاش دوری نبود وفاصله ها آنقدر کم بود ،

ودیگر نیازی به دلتنگ شدن وجود نداشت

کاش بودی وتمامی شعرهایم را به تو تقدیم می کردم

کا ش مانند آب زود گذر نبودی واین گونه از عشقمان نمی گذشتی

کاش لحظه های با تو بودن اینقدر زود نمی گذشت

کاش همیشه تکرار آن روزها برایم مجسم می شد

کاش اینگونه در قلبم جای نگرفته بودی که نتوانم فراموشت کنم

کاش آنقدر مهربان نبودی که مهرت بر دلم بنشیند

کاش دستهایم تو را نمی خواند و اشکهایم برایت نمی ریخت

کاش پاییز و برگهای رنگارنگش که بوی تو را برایم می دهد

رفتنی نبود

14 سال و 11 ماه و 13 روز و 11 ساعت و 32 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)