دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

نقش مي بندد رد پاي طلائي پاييز بر پيكر چروكيده ي زمين به خاك نگاه كن ! به اين سرزمين بنگر ! آيا احساس مي كني زيبايي به جاي مانده از بند بند انگشتان پاييز را !؟ آيا درك مي كني عظمت وجود پاييز را در ميان نقاب هاي بهار !؟ در ذهنم به تو مي انديشم تو كه وجودم را از زيبايي لبريز كرده اي فصلِ من فصل زيباي من ، پاييز

1390/07/24 - 17:14 در برای مخاطب
4 ديدگاه
آناهیتا

دستانم را رها مکن

دلخوش به دست های دعایم

که برایم پنجره ای به ارمغان بیاورند

تو بخواهی

دیگر گم نمی شوم...

14 سال و 11 ماه و 11 روز و 12 ساعت و 35 دقيقه قبل
آناهیتا

مرا کم دوست داشته باش اما همیشه دوست داشته باش!
این وزن آواز من است
عشقی که گرم و شدید است
زود می سوزد و خاموش می شود
من سرمای تو را نمی خواهم
و نه ضعف یا گستاخی ات را
عشقی که دیر بپاید، شتابی ندارد
گویی که برای همه عمر، وقت دارد
مرا کم دوست داشته باش اما همیشه دوست داشته باش
این وزن آواز من است
اگر مرا بسیار دوست بداری
شاید حس تو صادقانه نباشد
کمتر دوستم بدار
تا عشقت ناگهان به پایان نرسد
من به کم هم قانعم
و اگر عشق تو اندک، اما صادقانه باشد
من راضی ام
دوستی پایدار از هر چیزی بالاتر است
مرا کم دوست داشته باش اما همیشه دوست داشته باش
این وزن آواز من است
بگو تا زمانی که زنده ای، دوستم داری!
و من تمام عشق خود را به تو پیشکش می کنم
تا زمانی که زندگی باقی است
هرگز تو را فریب نمی دهم، چه اکنون وچه بعد ازمرگ
همیشه با تو صادق خواهم ماند
و امروز در بهار جوانی ام
عشقم به تو اطمینان می بخشد
مرا کم دوست داشته باش اما همیشه دوست داشته باش
این وزن آواز من است
عشق پایدار، لطیف و ملایم است
و در طول عمر، ثابت قدم
با تلاش صادقانه
چنین عشقی به من هدیه کن
و من با جان خود
از آن نگهداری خواهم کرد
در خشکی یا دریا
در هرجا ودر آب وهوا
عشق پایدار، ثابت وهمیشگی است
مرا کم دوست داشته باش اما همیشه دوست داشته باش
این وزن آواز من است، همان گونه که وزن زندگی است

14 سال و 11 ماه و 11 روز و 12 ساعت و 34 دقيقه قبل
آناهیتا

تو را دوست دارم
در این باران
می‌خواستم تو
در انتهای خیابان نشسته باشی
من عبور کنم
سلام کنم
لبخند تو را در باران می‌خواستم
می‌خواهم
تمام لغاتی را که می دانم برای تو
به دریا بریزم
دوباره متولد شوم
دنیا را ببینم
رنگ کاج را ندانم
نامم را فراموش کنم
دوباره در آینه نگاه کنم
ندانم پیراهن دارم
کلمات دیروز را
امروز نگویم
خانه را برای تو آماده کنم
برای تو یک چمدان بخرم
تو معنی سفر را از من بپرسی
لغات تازه را از دریا صید کنم
لغات را شستشو دهم
آنقدر بمیرم
تا زنده شوم…

14 سال و 11 ماه و 11 روز و 12 ساعت و 26 دقيقه قبل
آناهیتا

« دوستت دارم » را

من دلاویزترین شعر جهان یافته ام

این گل سرخ من است.

دامنی پر کن از این گل که دهی هدیه به خلق

که بری خانه دشمن

که فشانی بر دوست،


راز خوشیختی هرکس به پراکندن اوست!

در دل مردم عالم – به خدا -

نور خواهد پاشید

روح خواهد بخشید.


تو هم ای خوب من ! این نکته به تکرار بگو

این دلاویزترین شعر جهان را همه وقت

نه به یکبار و به ده بار، که صد بار بگو

« دوستم داری » را از من بسیار بپرس

دوستت دارم را با من بسیار بگو

14 سال و 11 ماه و 11 روز و 12 ساعت و 25 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)