دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

اتومبیل مردی در هنگام رانندگی، درست جلوی حیاط یك تیمارستان پنچر شد و راننده مجبور شد همانجا به تعویض لاستیك آن بپردازد.......((بقیه دردیدگاه))

1390/07/27 - 16:50
2 ديدگاه
یاورهمیشه مؤمن

هنگامی كه آن مرد سرگرم این كار بود، ماشین دیگری به سرعت از روی مهره‌های چرخ كه در كنار ماشین بودند گذشت و آنها را به درون جوی آب انداخت و آب مهره‌ها را برد. مرد حیران مانده بود كه چكار كند. او تصمیم گرفت كه ماشینش را همانجا رها كند و برای خرید مهره چرخ برود. در این حین، یكی از دیوانه‌ها كه از پشت نرده‌های حیاط تیمارستان، نظاره‌گر این ماجرا بود، او را صدا زد و گفت:

از 3 چرخ دیگر ماشین، از هر كدام یك مهره بازكن و این لاستیك را با 3 مهره ببند و برو تا به تعمیرگاه برسی!

آن مرد اول توجهی به این حرف نكرد، ولی بعد كه با خودش فكر كرد، دید راست می گوید و بهتر است همین كار را بكند. پس به راهنمایی او عمل كرد و لاستیك زاپاس را بست. هنگامی كه خواست حركت كند رو به آن دیوانه كرد و گفت: "خیلی فكر جالب و هوشمندانه‌ای داشتی، پس چرا تو را توی تیمارستان انداختنت؟"

دیوانه لبخندی زد و گفت: من اینجام چون دیوانه‌ام، ولی احمق كه نیستم

14 سال و 11 ماه و 2 روز و 59 دقيقه قبل
Glee

مي توني داستان هاي كوتاهو اينجا بزني، كه بعدا بقيه بچه ها هم بتونن ازش استفاده كنن:

14 سال و 11 ماه و 2 روز و 56 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)