دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

نور جان در ظلمت آباد بدن گم کرده ام ... آه ازين يوسف که من در پيرهن گم کرده ام ... چون نم اشکی که از مژگان فرو ريزد به خاک ... خويش را در نقش پای خويشتن گم کرده ام ... !

1390/07/30 - 23:06 در بروبکس توییت
1 ديدگاه
✔ عـلـ[بابا]ــی

از زبان ديگران درد دلم بايد شنيد

کز ضعيفی ها چو نی راه سخن گم کرده ام

ای تمنا ! نوحه کن بر کوشش بی حاصلم

جست و جو ها دارم اما يافتن گم کرده ام

يافتن گم کردنی می خواهد، اما چاره نيست

کاش گم گردم، چه سازم ؟ گم شدن گم کرده ام

چون نفس از مدعای جست و جو آگه نی ام

اين قدر دانم که چيزی هست و من گم کرده ام

بيدل، از درد بيابان مرگیِ هوشم مپرس

بيخودی می داند آن راهی که من گم کرده ام


مولانا عبدالقادر بیدل دهلوی

14 سال و 10 ماه و 28 روز و 19 ساعت و 12 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)