دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

ای همه بودنم ازتو ...همه ی گفتنم از تو .....وقتی حرف میزنم از تو ......جون میگیره تنم از تو ..........

1390/08/02 - 09:54 در عاشقانه زیستن
2 ديدگاه
ashkboos

در وفای عشق تو مشهور خوبانم چو شمع…
شب نشین کوی سربازان و رندانم چو شمع..…
روز و شب خوابم نمی‌آید به چشم غم پرست…..
بس که در بیماری هجر تو گریانم چو شمع….
رشته صبرم به مقراض غمت ببریده شد…..
همچنان در آتش مهر تو سوزانم چو شمع….
……در شب هجران مرا پروانه وصلی فرست……
ور نه از دردت جهانی را بسوزانم چو شمع
بی جمال عالم آرای تو روزم چون شب است
با کمال عشق تو در عین نقصانم چو شمع……
کوه صبرم نرم شد چون موم در دست غمت……
تا در آب و آتش عشقت گدازانم چو شمع…..
همچو صبحم یک نفس باقیست با دیدار تو…..
چهره بنما دلبرا تا جان برافشانم چو شمع…..
سرفرازم کن شبی از وصل خود ای نازنین……
تا منور گردد از دیدارت ایوانم چو شمع…..
آتش مهر تو را حافظ عجب در سر گرفت……
آتش دل کی به آب دیده بنشانم چو شمع

14 سال و 10 ماه و 26 روز و 18 ساعت و 28 دقيقه قبل
آیینه ی خیال

چه شبی بود و چه روزی افسوس
با شبان رازی بود
روزها شوری داشت
ما پرستوها را
از سر شاخه به بانگ هی ، هی
می پراندیم در آغوش فضا
ما قناریها را
از درون قفس سرد رها می كردیم
آرزو می كردم
دشت سرشار ز سبرسبزی رویا ها را
من گمان می كردم
دوستی همچون سروی سرسبز
چارفصلش همه آراستگی ست
من چه می دانستم
هیبت باد زمستانی هست....

14 سال و 10 ماه و 26 روز و 17 ساعت و 47 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)