دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

حالا که موهایم را قرمز کرده ام و فکر رفتنم (دیدگاه)

1390/08/04 - 20:29 در کلبه عشق
1 ديدگاه
ܓܨ♫ NarGesS ♫ܓܨ

حالا که موهایم را قرمز کرده ام
و فکر رفتنم ( همیشه به فکرِ فرارم )
دوست داشتم کسی‌ مثل نادر این جا بود
روسری ام را آرام ... خیلی آرام ... از سرم بر می‌‌داشت
قرمزیِ موهایم را نوازش می‌‌کرد ( حتی فکرش هم شاعر ترم می‌‌کند )
... ... طوری که همه ی بیننده‌ها ببینند
در آغوشم می‌‌کشید
به جای دعوا سرِ حضانتِ ترمه
حرف‌های قشنگ قشنگ می‌‌زد
به جای بحث سر رفتن و نرفتن
قاطعانه
محکم
مردانه
عاشقا ا ا ا ا ا آنه
می‌ گفت نرو ( از التماس مرد بدم می‌‌آید ... از غرورِ بی‌ جا بیشتر)
می‌ گفت سیمین
اینجا غریبه ایم
آنطرفِ آب دچارِ دردِ غربت می‌‌شویم
غربت سیمین جان ... غربت
اینجا اگر هیچ چیزی نداریم
آنجا خودمان را هم دیگر نداریم
سیمین جان دروغ نیست
از آنهایی که رفته اند بپرس
بپرس سرما با آدم‌ها چه‌ها که نمی‌‌کند
بپرس آدم ها در سرما چه‌ها که نمی‌‌کنند
...
موهایِ من قرمز است
نادر نیست
هیچ کس نیست
من عجیب دوست دارم برای هزارمین بار بنویسم

"و این منم
زنی‌ تنها
در آستانه ی فصلی سرد"

14 سال و 10 ماه و 24 روز و 13 ساعت و 19 دقيقه قبل

بازنشر

(1 کاربر)

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)