دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

بازم ترم 1 بودیم، من اون موقع موهام خیلی بلند بود... مجعد... ریش بلند... اصلاً هیبتی داشتم واسه خودم.... بعد از چند هفته موهام رو کوتاه کردم( خودمم خودمو نمیشناختم دیگه) بعد تو همون چند هفته ی ابتدایی به اندازه ی کافی معرف حضور کلاس بودم... بعد که موهاو رو کوتاه کردم اولین کلاسی که داستیم تو سالن اجتماعات بود...150 نفر... با انگیزه ی کامل اومدم تو کلاس منتظر بودم بچه ها بیان بگن چقد عوض شدی... در کمال نا باوری هیشکی نشناخت من رو تا وسط کلاس اومدم... داشتم خودمو فحش میدادم که چرا تنهای اومدم ای کاش با عماد و مازیار میومدم که دیگران می فهمیدن من کی ام... تو همین فکرا بودم که یه هو یکی از دخترا با قیافه ی بهت زده داشت به من نزدیک میشد و میگفت ــــردیـــــــن؟ ( بیچاره هنک کرده بود) اول کلی ذوق کرم که خلاصه یکی شناخت منو... بعد فوری با یه قیافه شبیه ژست های برگشتم گفتم... خانوم (فلانی)آهسته... چرا سرو صدا میکنید... سر کلاسیما...بچه ضایع شدا... الان دلم واسش می سوزه چرا این کار رو کردم

1390/08/05 - 00:58 در تیکه پراکن ها

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)