دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

@آناهیتا من از ادامه می ترسم ...از اینکه تابوت ...تنها اتاقی باشد تاریک تر... و من دوباره استخوان هایت را پیدا کنم... و تکه های پازل عشق... دوباره چیده شود... کسی چمدانش را در ایستگاه جا بگذارد... ما در سایه ها و ریشه های درختان قدم بزنیم...و مارها...ماهیان برکه ی خاک...بيا و با من باش... انگار هیچ اتفاقی نیفتاده ...و تنها چراغ را خاموش کرده اند....

1390/08/06 - 11:46

بازنشر

(1 کاربر)

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)