دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

روزی جواد منادی از راهی میگذشت درختی دید که خم شده ، در گوش درخت ندا در داد که ای درخت چه شده تو را چنین زار حالی ، درخت پاسخ داد : یا جوادا درد دوری تو مرا سخت ازرده ، دیگر درختان خشک شده اند از درد دوری تو ، جواد با شیخ فرشاد ابن پی اچ پی مساله را در میان گذاشت و شیخ فرشاد فرمود: همانا تقدیر تو را با درختان سرشته اند و صلاح نیست که در میان ادمیان زندگی کنی ، از همان روز جواد درخت نشینی پیشه کرد و نام جی تری را که شیخ بر او نهاده بود برگزید ، باشد که رستگار شود(فرشاد الحکایات ، باب خاطره ، فصل جی تری) @jpmfm

1390/08/08 - 13:48 در دیوونه خونه

بازنشر

(2 کاربر)

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)