او ""مـــــــــرد"" است دستــــانش از تو زِبرتر و پهن تر است صورتش ته ریشى دارد قلبش به وسعـــتِ دریــــا ... جـــاىِ گریـــــه كردن به بالكن میرود و سیـــــگار دود میــــكند ... او با همــــان دستان پهن و زبرش تورا نوازش میكند به او سخت نگیر ... مرد را خراب نکن با همان صورت ناصاف و ناملایم تورا میبوسد و تو آرامــــ میشوى آنقــــدر اورا نامــــرد ""نخوان"" زود دیر میشه ... روزی به سر مزارش میروی آنقدر پول و ماشین و ثـــــروتش را ""نسنج"" فقط به او ""نــــخ بده"" تا زمین و زمان را برایت بدوزد فقــــط باهاش ""روراست باش"" تا دنیا را به پایت بریزد
1390/08/11 - 11:03 در
دوره