دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

گاهگاهی که دلم یاد تو را می گیرد... اب از کاسه ی صبر دل من می ریزد... نفسم می گیرد!! ...انتظار عاقبت جان مرا می گیرد!!!

1390/08/16 - 15:32
1 ديدگاه
Jangal

گاهگاهی که دلم یاد تو را می گیرد
تک تک فاصله ها در گذر تلخ زمان می میرند!
در همه جای دلم شوق دیدار تو جان می گیرد
اشک در چشم ترم می میرد
خانه ی تنگ دلم بوی تو را می گیرد


گاهگاهی که تو و روی تو را می جویم
گویی از این لجن آب عطر گلی می بویم
من به تو در گذر خاطره ها غصه ی دل می گویم
من از این خانه ی کمرنگ دلم هرچه غم است می شویم


گاهگاهی که شبان خواب تو را می بینم
در خیال خوش خواب، دست تو را می گیرم
من برای تو و آن خنده ی مستانه و خوش می میرم
من به پای این نگاه آفتابی تا ابد می شینم


گاهگاهی من به شوق تو و دیدار رخت تا دم در می آیم
من غروب مهر را مطلع تو می دانم
من تو را معجزه ی خنده ی دل می خوانم!
تو مرا تلخ گزیدی تو مرا هر دفعه راندی ،
من عاشق این را می دانم!


گرچه می دانم نمی آیی
که می دانم گذرگاهت همه جا هست جز کوی من آواره ی راضی
که می دانم همه کس جز منِ عاشق همان هستند که می خواهی
که می دانم گذر از کوچه ی عشقم نمی دانی
افسوس! که خوب می دانم نمی آیی!!!


گاهگاهی که دلم یاد تو را می گیرد
اب از کاسه ی صبر دل من می ریزد
نفسم می گیرد!!
انتظار عاقبت جان مرا می گیرد!!!

14 سال و 10 ماه و 12 روز و 21 ساعت و 58 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)