دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

@♪★☂sadaf_daryayi☂★♪ چه احساس غریبیست هنگامی که سالها صدای سکوتت را از میان ناله های آشنای برگهای زردی بشنوی که غرورشان به قیمت آمدن فصلی نو شکسته شده ؛ چه غوغایی دارد هنگام پرسه زدن در خاطرات داغ ظهرهای تابستان ناگه بوی نمناکی خاک و اولین باران فصل زرد را احساس کنی ؛ اولین سوز فصل جدایی را ؛ چه عالمی داریم ما ؛ که صدای حزن انگیز تنهاییمان را لابه لای این سطرها پنهان می کنیم به امید نوازش نگاهی مهربان ؛ و چه غروری داریم که هنوز در آرزوهایمان غرقیم ؛ آرزوهایی به بزرگی تمام دلمان و چه امیدی در ما ریشه زده که در کورسوی افکارمان هنوز جرقه هایی را می بینیم که همان امیدهاست و شاید سرابها ؛ پس دستهایم بالا می برم و دعا می کنم : خداوندا "درک" لحظه های شیرین و تلخ را همانند آب گوارا در دل من جاری کن و آرزوهای شیرین و گاه دست نیافتنی را هرگز در من نخشکان ! چراکه در این صحرای تشنه و همیشه منتظر آرزوها ؛ تنها بهانه برای امید به جوانه زدن و روییدن باریدن باران بهاریست ... و هنوزم ؛ ای محال خوش گوارم ؛ تنها بهانه ام برای نوشتن و اندیشیدن به عشق تو هستی ؛

1390/08/19 - 02:32

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)