دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

saeed g
saeed g
saeedlovely65

دایناسور انقراض سختی داشت، در هیاهوی عصر یخبندان مثل عشقی که در تنم یخ زد، بی تو در یک خزان بی باران دایناسور باورش نمی شد هیچ، که به پایان رسیده دورانش مثل من که تصورم این بود: که توئی آن همیشه جاویدان دایناسور با تمام نیرویش، با یخ و برف و مرگ می جنگید مثل قلبم که وقتِ دل کندن، با هجوم کشنده ی بحران دایناسور بی رمق تر از قندیل، باخت خود را و بر زمین افتاد مثل رؤیای ما که در یک آن، پیش چشم من و تو شد ویران دایناسور عاجز از نجات خویش، می پذیرفت سرنوشتش را مثل من که پس از وداع تو، می رسیدم به نقطه ی پایان دایناسور مرده بود اما باز، پیش سرما مقاومت می کرد مثل وقتی که رفتی و من هم، ایستادم مقابل طوفان دایناسور شصت و پنج میلیون سال، مـُـرده اما فسیل او باقی است مثل عشقی که مـُـرد و آثارش، از خیالم نمی رود آسان.. @♪★☂sadaf_daryayi☂★♪

1390/08/21 - 01:28
1 ديدگاه
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪

ممنون عمیق که بری تو بهره اش زیبا ام غم انگیز بود

14 سال و 10 ماه و 15 روز و 4 ساعت و 36 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)