دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

کسی با نفس‌هايش به پهلويم مي‌كوبد بيداري شبي است در زير پلك‌هايم كسي به يادگار صبرم را تكه‌اي از پوستم را برده است كه استخوانم شب‌تابي برهنه است چشم‌ها و مژه‌هايم از تنهايي كنار همند تو نيستي من تأثير داروي كيمياگران را نمي‌خواهم بيمارم در تبي سپيد از دست‌هايت و انگشتانم....

1390/08/26 - 12:57
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)