دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

كودكى پا برهنه روى برف ايستاده بود و به ويترين مغازه نگاه ميكرد، زنى او را ديد و برايش كفش و لباس خريد؛ كودك گفت : شماخدا هستيد؟ زن گفت : نه من بنده خدا هستم، كودك گفت : ميدانستم با خدا نسبتى داريد...!

1390/09/01 - 11:18 در میکده
بدون دیدگاه

بازنشر

(1 کاربر)

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)