دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

خوشبختی را در همین لحظه باور کن ، لحظه ای که دلی به یاد توست .

1390/09/01 - 17:26 در بروبکس توییت
10 ديدگاه
دریـــا

میدونی این شعره رعنارو برام ترجمه شو بگی

14 سال و 10 ماه و 14 روز و 8 ساعت و 8 دقيقه قبل توسط موبایل
آناهیتا

دریا جونم اینم ترجمش الته با اجازه آقا ساسان
رعنا، دامنت رو زمین می کشه،رعنا!
غصه ات آخرش منو میکشه،رعنا!
به کردآقا جان دل بستی ،رعنا!
دستاتو حنا گذاشتی ،رعنا!
آی روسیاه،رعنا! برگرد بیا ،رعنا!
رعنا مال منه! کشمشِ سیاهه رعنا!
آخه راهی رو که پارسال رفته بودی هنوز برنگشتی
راهی رو که رفته بودی علف در اومده توش
استخونای پات زده بیرونامسال، سال چاییه ،رعنا!
پدرت ،دایی منه!
جان من بگو رعنا، مرگ من بگو رعنا! رعنا تا لنگرود رفتی ،اما هیچ خیاطی برات چیزی ندوخت!
اما پسرک خیاط واست کت دوخت

14 سال و 10 ماه و 14 روز و 8 ساعت و 5 دقيقه قبل
دریـــا

مرسی انا جون.خواستم از خودت بپرسم گفتم شیرازی هستی شاید ندونی.اما من که هیچی نگرفتم مفهومشو

14 سال و 10 ماه و 14 روز و 8 ساعت و 1 دقيقه قبل توسط موبایل
آناهیتا

خواهش عزیزم.دریا میدونی چیه.واقعا عاشق این گروه رستاک شدم.ساسان بیا مفهومشو بگو

14 سال و 10 ماه و 14 روز و 7 ساعت و 59 دقيقه قبل
دریـــا

تازگیا گرفتمش.خیلی خوشگله اهنگاش.

14 سال و 10 ماه و 14 روز و 7 ساعت و 56 دقيقه قبل توسط موبایل
ܔܜܔ Sasan ܔܜܔ

دریا جان ، تویه شهر ماسال ، زمان قبل از رضا خان ، یه اربابی بود که عاشق دختری به نام رعنا شد ، چون رعنا خیلی زیبا بود ، بعد رعنا اونطور که من از قدیمی ها شنیدم ، سر میذاره به جنگل ، و اهالی اون شهر واسه رعنا و یاد و خاطرش یه شعر می سازند ، که گروه رستاک که شعرای قدیمی رو جمع آوری و زنده می کرده ، از این شعره قدیمیی خوشش اومد و اونو به عنوان یکی از آلبوم های آوازشون ساختند ، من که تا این حد آشنایی دارم .

آنا جان ، یه دنیا ممنون که متنشو گذاشتی ..........

14 سال و 10 ماه و 14 روز و 7 ساعت و 53 دقيقه قبل
آناهیتا

خواهش ساسان عزیز.مرسی که جریانشو گفتی.

14 سال و 10 ماه و 14 روز و 7 ساعت و 49 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)