دنبالر یک میکروبلاگ چند رسانهای است که کاربران آن میتوانند یک ارسال با طول 1000 کاراکتر بهمراه تصویر، ویدئو، لینک و فایل داشته و با دنبال کردن کاربرانِ شبکه، افکار و نظرات خود را با سایرین به اشتراک بگذارند. گروهها، کارمندان، همکاران و انجمنها با ایجاد یک گروه عمومی یا خصوصی قادر به ارتباط با یکدیگر و اطلاع رسانی بوده و به کمک تکنولوژی RSS میتوانند تازه ترینهای شبکه را پیگیری نمایند. دنبالر توسط هر وسیلهی متصل به اینترنت از جمله تلفن همراه دنبالپذیر بوده و امکان ارسال پست توسط پیامک (SMS) را دارا میباشد!
لایک(7 کاربر) |
پیگیریکنندگان دیدگاه(مشاهده) |
تنش، لبش، لبه های شکسته ی تیزی، که من ته ِ کلمات شکسته دارم داشت
14 سال و 10 ماه و 7 روز و 18 ساعت و 54 دقيقه قبلشبیه یک چمدان ِ مچاله در زندان، شبیه لرزیدن در میان تابستان
بدون ِ حرف، بدون ِ شروع یا پایان، نشسته بود پر از مُردگی کنارم داشت ↓
گذشته های خودم را مرور می کرد و، نگاهش از ته ِ مغزم عبور می کرد و
گرفته بود مرا از تو دووور می کرد و... دو جای پای گِلی توی روزگارم داشت
مسیر رو به عقب بود، رو به عصر حجر،
عقب عقب بالا رفت پلّه هایی را
که می رسید به سقفی بدون ِ در در خود،
که چند آجر ِ لق، کج، در انتظارم داشت
خرابه های تنی تکّه تکّه تویم بود، و بغض سنگی یک عمر در گلویم بود
دو چشم شیشه ای خیس روبرویم بود، که نقش پنجره ای باز در فرارم داشت
فرار کرد زنی از ردیف ِ داشته ام، از آن دری که به پایان خود گذاشته ام
ردیف مین ها را در اتاق کاشته ام... که انفجار، گـُلی بود که بهارم داشت...
---
فاطمه اختصاری