دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

ز حوالی رویا مرا به اشارت پنجره ای رو به آفتاب فرا خوانده ای ....! که در آن تبلور حادثه معبد و سکوت را به هم می رساند ! و من ... دلم آماسیده ی لحظه های عاشقی ! دستانم در همایش ِ لمس ِ حسی تب دار و چشمانم لانه ی کبوتران ِ از کوچ برگشته از خواب سیمرغ !!! با من آیا پای آمدنت هست ؟!! تا دشت بابونه و لاله وحشی .. آنجا که خوابِ آهو بچه از پرواز قناری نمی آشوبد ... !!!

1390/09/08 - 16:48 در بروبکس توییت
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)