دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

پدر تنها شده بود،شمشیرشو برداشت تا بره جنگ،چشمش افتاد به دخترک سه ساله اش، دخترک تشنه بودو باپشماش اینو میگفت،پدر بغلش کرد،بوسیدش و رفت. دخترک میدونست اول قصه است......

1390/09/08 - 19:39
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)