دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

حاشیه ... !

1390/09/09 - 09:38 در بروبکس توییت
1 ديدگاه
✔ عـلـ[بابا]ــی

ما حاشيه نشين هستيم.
مادرم مي گويد:پدرت هم حاشيه نشين بود،
در حاشيه به دنيا آمد،
در حاشيه جان کند،
يعني زندگي کرد و در حاشيه مرد.
من هم در حاشيه به دنيا آمده ام.
ولي نمي خواهم در حاشيه بميرم.
برادرم در حاشيه ي بيمارستان مرد.
خواهرم هميشه مريض است.
هميشه گريه مي کند،
گاهي در حاشيه ي گريه کمي هم مي خندد ...
در مدرسه گفتند جا نداريم مادرم گريه کرد.
مدير مدرسه گفت:آقاي ناظم اسمش را در حاشيه ي دفتر بنويس تا بب...ينم!
من در حاشيه ي روز به مدرسه ي شبانه مي روم
در حاشيه ي کلاس مي نشينم و توپ بازي بچه ها را نگاه مي کنم،
چون لباسم همرنگ بچه ها نيست.
من در حاشيه شهر زندگي مي کنم.
من در حاشيه ي زمين زندگي مي کنم.
بر لبه ي آخر دنيا!
من در مدرسه آموخته ام که زمين مثل توپ گرد است و مي چرخد.
اگر من در حاشيه ي زمين زندگي مي کنم،پس چطور پايم به لبه ي زمين نمي لغزد و در عمق فضا پرتاب نمي شوم؟
زندگي در حاشيه ي زمين خيلي سخت است.
حاشيه بر لب پرتگاه است،
آدم هر لحظه ممکن است بلغزد و سقوط کند.
من حاشيه نشين هستم. ولي معني کلمه ي حاشيه را نمي دانم ... !

14 سال و 9 ماه و 21 روز و 6 ساعت و 50 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)