دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

یک دانشجوی مهندسی عاشق سینه چاک دختر همکلاسیش بوده.. بالاخره یک روزی به خودش جرات داد و به دختر راز دلش رو گفت و از دختره خواستگاری کرد.. اما دختر خانوم داستان ما عصبانی شد و درخواست پسر رو رد کرد. بعدم پسر رو تهدید کرد که اگر دوباره براش مزاحمت ایجاد کنه، به حراست میگه.. ...... ... ... روزها ازپی هم گذشت و دختره واسه امتحان از پسر داستان ما یک جزوه قرض گرفت و داخلش نوشت " من هم تو رو دوست دارم، من رو ببخش اگر اون روز رنجوندمت "اگر منو بخشیدی بیا و باهام صحبت کن و دیگه ترکم نکن. ولی پسر دانشجو هیچوقت دیگه باهاش حرف نزد.. چهار سال آزگار کذشت و هر دو فارغ التحصیل شدند. اما پسر دیگه طرف دختره نرفت.!! نتیجه اخلاقی این ماجرا. . . . . . . . پسرهای مهندسی هیچوقت لای کتاب ها و جزوه هاشون رو باز نمیکنند... به سلامتی همه پسرای مهندسی

1390/09/16 - 12:01 در دوره
13 ديدگاه
گـلـپــری

واي واي پس اينجوري ميشه ك بين ها و ها فاصله ميفته

14 سال و 9 ماه و 19 روز و 9 دقيقه قبل توسط موبایل
آزاده ایــرانی

بابا برقییییییییییییییییییییییییییییی چشم و دلم روشنننننننننننننن

بدو برو تو جزوه هات را نیگاه کن

14 سال و 9 ماه و 18 روز و 22 ساعت و 49 دقيقه قبل
آقـا اَمـیـن

نه چیزی تو جزوه هاش ننوشته فقط یه جا نوشته روز فلان ساعت یک منتظرتم نگاه تاریخش کردم دیدم مال دو هفته پیشه

14 سال و 9 ماه و 18 روز و 22 ساعت و 44 دقيقه قبل توسط موبایل

بازنشر

(1 کاربر)

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)