دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

مرد جوان مسيحي كه مربي شنا و دارنده چندين مدال المپيك بود ، به خدا اعتقادي نداشت. او چيزهايي را كه درباره خدا و مذهب مي شنيد مسخره ميكرد. شبي مرد جوان به استخر سرپوشيده آموزشگاهش رفت. چراغ خاموش بود ولي ماه روشن بود و همين براي شنا كافي بود. مرد جوان به بالاترين نقطه تخته شنا رفت و دستانش را باز كرد تا درون استخر شيرجه برود. ناگهان، سايه بدنش را همچون صليبي روي ديوار مشاهده كرد. احساس عجيبي تمام وجودش را فرا گرفت. از پله ها پايين آمد و به سمت كليد برق رفت و چراغ را روشن كرد. آب استخر براي تعمير خالي شده بود

1390/09/18 - 14:12 در بروبکس توییت
6 ديدگاه
PARVIN

سلام رهام جان فکر کردم نیستید دیگه....خوبید؟ زیر سایه تونم....

14 سال و 9 ماه و 28 روز و 14 ساعت قبل
Roham............

چن روزيه ك اومدم...منم خوبم،...شما لطف دارين ،شما بزرگواري ..قربونتون خواهري

14 سال و 9 ماه و 28 روز و 13 ساعت و 53 دقيقه قبل توسط موبایل
PARVIN

اختیار دارین.....خوشحالم که برگشتید....احتمالا منم بیشتر از قبل بیام....اما مشخص نیست....

14 سال و 9 ماه و 28 روز و 13 ساعت و 49 دقيقه قبل
Roham............

خوشحالم از اين كه اينجايين.

14 سال و 9 ماه و 28 روز و 13 ساعت و 40 دقيقه قبل توسط موبایل
PARVIN

منم همین طور.....روز خوبی داشته باشید....

14 سال و 9 ماه و 28 روز و 13 ساعت و 36 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)