دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

تلفن همراه پيرمردى كه توى اتوبوس كنارم نشسته بودزنگ خورد... پيرمرد به زحمت تلفن... ... را با دستهاى لرزان ازجيبش درآورد، هرچه تلفن را در مقابل..صورتش عقب و جلو..كرد نتوانست اسم..تماس گيرنده را بخواند...رو به من كرد و گفت، ببخشيد آقا، چه نوشته؟ گفتم نوشته،"همه چيزم" پيرمرد: الو، سلام..عزیزم ..همه چیزم عزيزم... يهو دستش را جلوى تلفن گرفت وبا صداى آرام و لبخندى زيبا و قديمى..به من گفت،همسرم است

1390/09/20 - 22:18

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)