جهت عضويت در Donbaler و دنبال کردنِ باران تمايل داريد ؟!

دنبالر یک میکروبلاگ چند رسانهای است که کاربران آن میتوانند یک ارسال با طول 1000 کاراکتر بهمراه تصویر، ویدئو، لینک و فایل داشته و با دنبال کردن کاربرانِ شبکه، افکار و نظرات خود را با سایرین به اشتراک بگذارند. گروهها، کارمندان، همکاران و انجمنها با ایجاد یک گروه عمومی یا خصوصی قادر به ارتباط با یکدیگر و اطلاع رسانی بوده و به کمک تکنولوژی RSS میتوانند تازه ترینهای شبکه را پیگیری نمایند. دنبالر توسط هر وسیلهی متصل به اینترنت از جمله تلفن همراه دنبالپذیر بوده و امکان ارسال پست توسط پیامک (SMS) را دارا میباشد!
جريان از اينجا شروع شد که من به نيما اس ام اس دادم و عوض اينکه اون جواب بده شاپور با تبلت امد نت و گفت:
14 سال و 9 ماه و 11 روز و 18 ساعت و 19 دقيقه قبلshapour: تو با نيما چيکار داري ؟
shapour: خجالت نميکشي
shapour:من دلم نگرانه واسه نيما الان اصن بگو باهاش چيکار داري
باران: خبر نداري پ
(اينجا من به نيما اس ام اس دادم که دو مين جولوي زبونتو بگير چيزي نگو ببينم مي تونم اين شاپوررو بزارم سر کار يا نه)
باران: ديگه نگراني به دردش نمي خوره
shapour: پس چي؟
باران: کار از اين حرفا کذشته
shapour: درست صحبت کن ببينم انگار خيلي جديه
باران: به نظر تو الان به قيافه من مي خوره که بخوام شوخي کنم
shapour: خب حرف بزن اگه ميشه با تبلتم الان
باران:
shapour: باران دير جواب ميديا
باران: چي کار کنم
shapour: توضيح
باران: يادته بهت گفتم هيچوقت عاشق نمي شم؟
باران: فکر کنم نبايد مي گفتم
باران: آهت منو گرفت
shapour: چي شده؟
باران:
shapour: باران من دوستم اومده بايد برم بگو درست ببينم
باران: برو بعدا که اومدي با هم حرف مي زنيم
shapour:امشب رسيدم خونه ميام هستي نت ديگه؟
shapour: نميگيکيه؟
باران: اره هستم
باران: فکر کردم مي دوني
باران: حالا شب اومدي مي حرفيم
شاپور: نيما؟
shapour:شب ميبينمت فعلا
shapour: من رفتم
نيما مي نويسد
در اينجا قبل از اين که باران به من بگه جريان چيه و چي کار مي خواد بکنه من حدث زدم که داستان چيه واسه همين به شاپور گفتم بابا اين باران حالش بده پريشب تا 4 صبح داشتيم حرف ميزديم... الانم که اس ام اس داده شب زود بيايه 2ساعت من رو منتظر نزاري... وقتي اين حرف ها از طرف من و باران با شاپور مطرح شد چنان رنگ چهرش عوض شد و هنگ کرده بود که سريع خداحافظي کرد و رفت.
الهه جان بخون متن داستان رو بعد تبریک بگو گلم
14 سال و 9 ماه و 11 روز و 18 ساعت و 19 دقيقه قبلkolsoum: baran?

14 سال و 9 ماه و 11 روز و 18 ساعت و 17 دقيقه قبلbaran: ha?
kolsoum: ghaziyey nima ro begu
kolsoum: behem
kolsoum: shayd komaki kardam
kolsoum: alo
baran: chi begam
kolsoum: chizi k baayd begi
kolsoum: az kasi khoshet umade k duste nimast?
kolsoum: baran?
kolsoum: <ding>
kolsoum: alo
kolsoum: kor kojayi?
kolsoum: khode nimast nakone
kolsoum:
فک کنم فرصت جواب دادن نداشتم اينجا داشتم چت خودم و shapour رو واسه نيما کپي مي کردم
baran: ye min sab kon
...
kolsoum: ok
kolsoum:
kolsoum: ok man dg pm nemidam
kolsoum: age rahat nisty
baran: rahatam kolsoum
baran: pc ghati karde
kolsoum: aha
kolsoum: khob ghaziye jeddie?
baran: are vali
kolsoum: vali chi
kolsoum: nima ba man rahate
kolsoum: mikhay bahsh harf ebzanam?
kolsoum: akhe to k nima ro nadidi unam toro nadiede
kolsoum: injuri mishe mage dus dasht
baran: nan adidam
kolsoum: khob
baran: farshad mige bato harf bezanam
kolsoum: ?
kolsoum: uhum
kolsoum: harchi lazeme begu
kolsoum: mishnavam
kolsoum: ye rahi baayd inja bashe
اينجا من داستان عشقم به نيما اينکه از چي خوشم اومده و چطور عاشقش شدم و تمام دلنگراني هام از اينکه ممکنه نيما قبول نکنه رو واسه کلثوم توضيح دادم
همزمان نيما در جريان اين مکالمه ها هست من واسش کپي مي کردم و با هم مي خنديدم
shapour: baran to motmaeni dar morede nima ?
14 سال و 9 ماه و 11 روز و 18 ساعت و 15 دقيقه قبلbaran: a che nazar
baran: na shak daram
baran: yani midoni
shapour: yani chi
baran: azash khosham miada
baran: kheyli gole
baran: vali ham azash bozorgtaram
baran: ham
baran: nadidim hamdigaro ta alan
shapour: baran seno meyar dar nazar nagir
baran: badesham
baran: age nima ghabool nakone
baran: bad man chikar konam
shapour: nemidonam che axolamali neshon mide , ama farda bahash sohbat mikonam , to be inja residi pas nemitoni to belataklifi bemooni
shapour: man bahash harf mizanam
baran: mitarsam
baran: age goft na
تو یاهو از خجالت بعضیا در اومدم...
14 سال و 9 ماه و 11 روز و 18 ساعت و 12 دقيقه قبلبعد از حرف زدن من و shapour و kolsoum - نيما گفت قبول نکن که امشب يا فردا اينا چيزي به من بگن عقب بنداز دوست دارم فردا برم فقط قيافه هاشونو ببينم خيلي ديدني ان ، کاش اينجا بودي ميديدي




14 سال و 9 ماه و 11 روز و 18 ساعت و 9 دقيقه قبلاين رو هم اضافه کنم که تمام روز رو من و نيما به وسيله ي اس ام اس با هم در ارتباط بوديم و جفتمون از تمام اتفاقاتي که بين شما و نيما و من و شما مي افتاد با خبر بوديم
و فرداي همون روز شب اول نيما به من خبر داد که shapour با فرهاد رفته بيرون و جريان رو بهش گفته
از اس ام اس هايي که به جفتمون ميدادين
از چت هايي که با هرکدومممون داشتين و از تماس هايي که با ما داشتين
همه چيز کاملا هماهنگ شده بود
حتي استاتوس ها، پست هاي دنبالر... دير اومدن هاي نيما که گاهي به ظاهر دير مي اومد ولي توي نت آفلاين حضور داشت
ديروز شنبه آخر شب طبق آخرين تصميم قرار شد که نيما امروز يه ذره خودش رو با خبر نشون بده و بياد به شما ها بگه که به رفتار من مشکوک شده و از حال و روز من فهميده که عاشق کسي شدم ولي لو نده که ميدونه طرف کيه
استاتوس من امشب:
چند وقته شبا رو به اميد ساعت 11 سر مي کنم
Kolsoum: emshab begu
Kolsoum: fahmide nima
baran: chio fahmide?
baran: khodesh goft?
Kolsoum: gofte baran az yeki khoshesh umade
Kolsoum: nima midune
Kolsoum: tabloe
Kolsoum: kheyli tize baran
Kolsoum: b sms va statuset shak karde
Kolsoum: kesh nade
Kolsoum: emshab begu dg
baran: be to goft?
baran: hala bezar biad
baran: nayomade ke hanooz
Kolsoum: b mano farshdo vahid
Kolsoum: midune
Kolsoum: begu beehhs o khalas
baran: shoma ke chizi nagoftin?
Kolsoum: ma na ama kahndidim
Kolsoum:
baran: modeshor rikhte hamatono bebare
baran: enghad tablooeeeen
baran:
Kolsoum:
Kolsoum: dg midune jeddi
Kolsoum: ama baran behehs emshab begu
Kolsoum: unam montazere
baran: ey baba
baran: bashe to doa kon zood biad
Kolsoum: ok
Kolsoum: miyad
Kolsoum:
baran:
Kolsoum: hala az koja shoru mikoni?
baran: ye vaght didi to donbaler khatab zadam hame chio goftam
farhad: salam
14 سال و 9 ماه و 11 روز و 18 ساعت و 9 دقيقه قبلbaran: salam be roye mahet
farhad:
farhad: khubi?
farhad: baran jan dg chizi be 11 namunde
baran: khob ke che arz konam
baran: mage in refighe shoma mizare
farhad:
farhad: kho akhe azize man in refighe ma kafe dastesho boo nakarde keeee
farhad: key mikhay begi????
baran:
baran: ehtemalan emshab
farhad: ye shakaei kardehaaaaaa
baran: kolsoum mige fahmide
baran: are
farhad: are
farhad: are
baran: be to ham goft?
farhad: fahmide
farhad: ye chizaei
farhad: emshab dg vaghteshe ke besh begi
baran: heeeeeeeeeeeeeey
baran: az daste in doste shoma che konam
baran:
farhad: baba duste ma chikaret karde mage baran jan?????
baran: mikhast chikar kone dige
baran: az del mohem tar
farhad: mifahmam
farhad: mifahmam
farhad: bavar kon
baran:
baran: adame fahmide dos daram
baran: nima ham kheili mifahme
baran:
farhad:
farhad: are
farhad: nima kheyli mifahme
farhad: hamintor ke alan fahmide alagheye toro
farhad: bayad besh zudtar begi baran
baran: asheghe hamin fahmidanasham
baran: :
baran:
farhad:
با نيما تماس گرفتم اول جواب نداد، بعد خودش تماس گرفت

همه تلاششون رو واسه تو مي کننن 
14 سال و 9 ماه و 11 روز و 17 ساعت و 37 دقيقه قبلبهش گفتم بيا اينا دارن خودشونو مي کشن که حتما امشب موضوع رو بهت بگم
من متن پست رو اماده کردم بيا بخون اگه تغييري چيزي مي خواي بدي بده بعد بزنم تو دنبالر اونم گفت باشه شام بخورم ميام....
دوست دارم کلا دوست دارم قيافه هاتونو که الان کلا ضايع شدين دوست دارم....
مطمئن دارم تو تاريخ عمرتون چه تا الان چه بعد از اين محاله ديگه اينجوري سر کار برين
تا عمر دارين يادتون مي مونه
بابا اين نيمابيچاره که هزار بار بهتون گفت تو تيم من باشين شماها قبول نکريدن
خودتون خواستين هدف من فقط shapour بود ولي نتونست زبونشو نگه داره و kolsoum رو و بعد هم فرهاد رو درگير کرد و امشب فهميدم که نفر چهارم هم در جريان امر قرار گرفته
ولي کلا عاشق اين رفقاتتون و مرام ي که واسه هم گذاشتين هستم به نيما هم گفتم خيلي دوستاي گلي داري
نيما
در پايان منم مي خوام بگم که وقتي باران گفت اينا چه دوستاي خوبي ان ، گفتم اينا بهترين دوست هاي دنيا ان و واسه همينم هست که دارم باهاشون شوخي ميکنم